باشگاه پاس !!!

 

 

با اینکه سعی دارم حداقل هر 15 روز یکبار وبلاگ را بروز کنم اما نمی شود.در این پست پاره هایی از چند یادداشت در باب موضوعات مختلف می اورم که قبلا چاپ شده است .اولی بخشی از یک مقاله بلند است که قبلا در نشریه هنر موسیقی سال 1379 چاپ شده و خلاصه ای ار ان در سایتی آمده بود که می خوانید.

 

 1

 

موسیقی، بازتاب صداهای کیهانی

 

 

محمود سنجری در بخشی از مقاله خود پیرامون «موسیقی، بازتاب صداهای کیهانی» می‌افزاید: هنر سنتی، با ریشه کردن در آیین و رسوم اصیل و اخذ کسوت رمزی، در کنار کارکرد فطری زیبایی شناسانه که خود تذکاری در جهت پاسداشت صفات الهی و جمال و جلال بی چون است، تصویری آئینه گون از نوع بشر و تعلقش به بی کرانه‌ها را باز‌ می‌تاباند. براساس این مقاله، در آینه هنر سنتی، مدارج و مراتب روح بشری همانگونه که مقتضای خلقت اوست، نشان داده می‌شود، علاوه بر آن، شان هر سنتی تامل در پدیده‌ها به مقصد کشف راز و رمز آن‌هاست. در مقام مقایسه به نظر می‌رسد شتاب و تطور هولناک هنر به اصطلاح مدرن گاه گاه جز غفلتی بزرگ و بحران ساز از مصادیق حقیقی و روح حاکم بر جهان، چیز دیگری نیست. مولف در این مقاله می‌افزاید: امروزه هنر سنتی در میان جوامع مدرن و نیمه مدرن کارکردی صرفا آرکئولوژیک یافته است، این نقاب موزه‌ای و نمایشگاهی بر چهره هنر سنتی، مانع از آن می‌شود که انسان ضرورت بنیادین هنر را دریابد. در چنین جوامعی، هنر سنتی از فضای خود به دور افتاده است. در حقیقت اختصاصات زمانی و مکانی بروز هنر سنتی از میان رفته است. در این عصر انسان به گونه‌ای موهوم و غیر قطعی به فاصله عظیم و دهشتناک میان خود و حقیقت وقوف یافته و دریافته که مدرنیسم با زرق و برق خود چیزی به جز غفلت تاریخی قدسی اسلاف نیست. نگاه پست مدرنیستی در حیطه معماری، ادبیات، نقاشی و موسیقی به گذشته، به حالتی رهیافتی و تحلیلی می‌نگرد. اما به دلیل خروج از فضای آفرینش هنرهای سنتی از جلمه هنرهای آیینی، ‌دینی و قدسی که شامل تمام اجزای تمدن به میراث مانده از دوران مدرنیسم می‌شود، نمی‌تواند فراتر از نگاه آرکئولوژیک و تزئینی راه‌آوردی داشته باشد. به بیان دیگر در عصر فعلی ما خواهیم توانست کارشناس، متخصص و تحلیل گر در زمینه‌های مختلف هنرهای سنتی تربیت کنیم، اما از تربیت هنرمند در زمینه‌های مزبور با ناکامی مواجه خواهیم شد. زیرا محمل، متناسب با شان نزولی هنر سنتی نیست. نگارنده خاطرنشان کرده است: سردمداران هنر مدرن، بر سرشت تنوع طلبی و آینده جویی هنر مدرن تاکید می‌ورزند. این تنوع و طلب تمایز در بیان هنری، به طور گسترده‌ای خود را در مکاتب و سبک‌های هنری روز نشان می‌دهد. تا آنجا که به نوعی فردیت دامن می‌زند در حالی هنر سنتی اساسا غیرفردی و شخصی است. در اینگونه هنر تجربه جسمی ارائه شده برتر و والاتر از تجربه حسی فردی است. گفتنی است غم و شادی منشعب از تجربه بشری در هنر سنتی، از حوزه روز مرگی فراتر رفته و مراتبقبض و بسط” و “هیبت و انس” را در بر می‌گیرد. در بخش دیگری از این مقاله، از بدعت در موسیقی اصیل به عنوان خروج از بنیان‌هایی که موسیقی بر پایه آنها قرار دارد نام برده شده و می‌افزاید: در این میان بسیاری معتقدند که باید موسیقی را آزادانه‌تر و با اختیارات بیشتر تضعیف و اجرا کرد و هرگز نباید آن را در بند تعصبات کهنه و محدودیت‌های گذشته قرار داد. بنابراین ضروری است که آن سوی بدعت و نوگرایی در زمینه موسیقی اصیل مشاهده شود تا شاهد از میان رفتن میراث‌ کهن نباشیم. لازم به ذکر است، همنوازی سازهای ناهمگون، این حقیقت را آشکار می‌سازد که موسیقی اجرا شده به جهت تعلیق میان ذات‌های ناهمگون سازهای به کار رفته هیچ مشخصه و برآیند حسی و خطی که راهی به حکمت علیای موسیقی ببرد، ندارد و تنها مجموعه‌ای از اصوات ناقص اتحاد و ضربان عوالم است.

 

 

 

البته در حال حاضر بعضی ادعاهای فوق الذکر را قبول ندارم.

 

2

 

در باب سوالی پیرامون موجودیتی بنام شعر انقلاب

 

 

 

اجازه‌ می‌خواهم‌ بگویم‌ <شعر از زمان‌ رویداد انقلاب> و نه‌ <شعر انقلاب> گذشته‌ از فوجی‌ از اشعار احساساتی‌ و هیجان‌زده‌ سوار بر موجهای‌ انقلاب‌ می‌پذیریم‌ که‌ شعر از زمان‌ رویداد انقلاب، از اساس‌ و درونمایه‌ تغییر ماهوی‌ پیدا کرد.
این‌ تغییر ماهوی‌ در تضاد و تقابل‌ میان‌ سنت‌ و مدرنیسم‌ رخ‌ داد. انقلاب‌ حرکتی‌ بود که‌ از اساس‌ جریان‌ لجام‌گسیخته‌ مدرنیسم‌ را لجام‌ زد، یعنی‌ با وجود آنکه‌ در باطن‌ خود می‌تواند متعهد به‌ تحول‌ باشد، حرکتی‌ بود سنتی. این‌ انقلاب‌ سنتی، در همهِ‌ آحاد و ابعاد خویش‌ به‌ پیدایی‌ سنن‌ انجامید که‌ یکی‌ از آنها شعر سنتی‌ است‌ که‌ بعضی‌
به‌ آن‌ <شعر انقلاب> می‌گویند. من‌ می‌پندارم‌ که‌ دوام‌ این‌ رویکرد حداقل‌ تا پایان‌ جنگ‌ پایدار ماند و پس‌ از آن‌ باز و در گردشی‌ مقدر به‌ نفع‌ مدرنیسم‌ کنار زده‌ شد و حتی‌ شاعران‌ سنت‌گرا نیز سعی‌ بلیغ‌ داشتند که‌ به‌ آنچه‌ آن‌ را نشانه‌های‌ مدرنیسم‌ می‌نامیم‌ تعلق‌خاطر نشان‌ دهند.

 


شاید آنچه‌ گفتم‌ جواب‌ سئوال‌ شما نباشد اما در مجموع‌ می‌توانم‌ بگویم‌ که‌ نمی‌بایست‌ <شعر انقلاب> را در محدوده‌ای‌ مشخص‌ کرد. آنچه‌ به‌واسطهِ‌ انقلاب‌ بر حوزهِ‌ گستردهِ‌ ادبی‌ ایران‌ تحمیل‌ شد، نوزایی‌ سنن‌ ادبی‌ در پی‌ تغییر انقلابی‌ در ماهیت‌ جامعهِ‌ ایران‌ بوده‌ است‌ که‌ البته‌ امروزه‌ کمرنگ‌ شده‌ و در مواردی‌ آشکارا انکار می‌شود. این‌ انکار، انکار اعتقاد نیست‌ بلکه‌ انکاری‌ست‌ که‌ در مسیر محتوم‌ و طبیعی‌ جامعهِ‌ ایرانی‌ در برگیرندهِ‌ حرکت‌ از سنت‌ به‌ سوی‌ مدرنیسم‌ و مظاهر آن‌ است، هرچند در ظاهر باشد و ناپخته، به‌ هر حال‌ حرکت‌ است.

 

 

3

 

 این غزل را هم به نشانه ارادت به حضرت صایب بخوانید 18 سال پیش سروده ام: 

 

ساحل آرامش 

 

صبر پروا از دل دیوانة ما می کند

 

عشق خالی دیده میدان  را و غوغا می کند

 

 

 

دوستان ! از عافیت با ما سخن گفتن خطاست

 

در هوای سوختن پروانه پر وا می کند

 

 

 

ساحل آرامشم دریای سبز چشم اوست

 

کز فراقش سیل اشکم کار دریا می کند

 

 

 

در وجودم عقل را با عشق دشمن کرد و رفت

 

اینک از دور آب و آتش را تماشا می کند

 

 

 

با نگاهی دین و دل از دست دادن دور نیست

 

سنگ را هم جذبة شوق تو شیدا می کند

 

 

 

عقل می گوید بگرد نرگس مستش مگرد

 

هیزم خشک از شرار شعله پروا می کند

 

 

 

قدرت حق تا شود ظاهر امیر قافله

 

یوسف گمگشته را در چاه پیدا می کند

 

 

 

این جواب آن غزل باشد که « صایب» گفته است

 

« جذبة عاشق اثر در سنگ خارا می کند »

 

4

 

 

باشگاه پاس  که یکی از مواریث فوتبال ماست با ان همه سابقه نابود شد  البته نابودش کردند کسانی که چیزی از فوتبال نمی دانند ...چه کسی پاسخگوست ؟ مثل انست که بنایی کهن را بی دلیل ویرانه کنیم .ایندگان چه خواند گفت ؟ باور کردنی نیست. یعنی تا این حد...رانت و قدرت طلبی و....

 

 

 

 

 

 

/ 38 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید مهدی موسوی

سلام عزیز با مطلبی تحت عنوان: « یوزپلنگانی که با من دویده اند » به روزم... با مطالبی مثل: 1- از خودم (چند لینک مقاله و مصاحبه) 2- از یانگوم! تا محسن نامجو و زهرا امیرابراهیمی!! 3- اولین نشریه تخصصی غزل پیشرو (و لیستی از مطالب و شرایط دادن آگهی) 4- سانسور می کنیم پس هستیم 5- فریاد زیر آب (بررسی چند سایت و مجله ادبی) 6- و یک شعر چهار اپیزودی منتظرم مثل یک خواب نیمه کاره...

دوشنبه های شعر

سلام دوست دوشنبه ها دوشنبه ۲۵/۴/ ۸۶ مجموعه پيانو اثر مريم جعفری در حوزه هنری تهران واقع در خ حافظ تقطع خ سميه سالن انديشه ۲ ساعت ۵ الی ۷ برزگذار خواهد شد منتقدان : دکتر شفائی افتلتی دکتر صابر امامی آقای مير جعفری منتظر حضورتان هستیم

مهدی آذری

با سلام وبلاگ با مبحث كالبد شكافي شماره 3 – جنازه سوم فرهاد صفريان به روز شد منتظر نظرات و پيشنهادات ارزشمند شما هستم با تشكر ارادتمند مهدي آذري

فريبا يوسفی

گلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو باد بهار می وزد باده ی خوشگوار کو ... میلاد جوانمرد یکتا ،علی(ع) و روز پدر مبارک.

ياسمی

سلام محمود جان بابت تاخير عذرخواهی می کنم استفاده کرديم قربان از اين همه مطلب و شعر خوب آن کوچولو یک ساله را ببوس به جای ما بدرود

حسام

سلام آقا. حال شما؟ بالا خره اين کامت دونی شما هم راه افتاد؟ تا حالا ۱۳۵۶۵۲۱۴۸۱۲ بار اومدم اينجا و هر کاری کردم کامت بذارم نشد! به همه سلام برسون. شعرتم که براتون تو ایمیل نوشتم تکراریه! موفق باشی

ليله کوهی

ناگهان چه زود دير می شود!آرزومند ديدار

سعیدحیدری

ازغم ها آوازی می ماند ازامیدها کلمه ای از زندگی شعری می ماند * * * با دو غزل در انتظار نگاهت نشسته ام بیا نگاهم کن یاحقیقت...