بازگشت به آشیان قدیمی

 

 

سلام 

 

گفته بودم این وبلاگ دیگر بروز نخواهد شد .بهار توبه شکن آمده است و به قول احمد نادمی عزیز زمان عهدی اینچنین شکستن است.پس عهد می شکنم که این  پنجره برای دیدار جهان  و شعر بیش از این بسته نماند. هر چند در این دو سه سال همواره به وبلاگ دوستان می رفتم و از دیدار مجازی خود و شعر هایشان بهره مند می شدم.

بگذریم این پست را اختصاص می دهم به چند یادداشت پراکنده و شعر و قول و غزل و  هر چه پیش آید با عنوانی وام گرفته از پیام دوست عزیز علیرضا بندری که گفت تنها پرنده های مهربان به اشیان قبلی خود باز می گردد (ببخشید زیادی رمانتیک شد). 

 

 

١ )احتمالا تو هم باید یک روباه باشی

عنوان کتاب شعر تازه شهرام مقدسی ست که پارسال از چاپ در آمد.شعری از این کتاب مهمان باشید:

 

سردخانه

 

خواهد آمد
 
آن تابستان
آن خواب.
تو
خوب شده ای
مرا به سردخانهمی‌برند!


سلوک شعری مقدسی در این مجموعه هرچند کمال یافته تلقی نمی‌شود اما  باانکشافی که پیش از این کمتر در کارهای او سراغ داشته‌ایم همراه است مقدسی در «احتمالا تو هم باید یک روباه باشی» توانسته مسیر خود را بیابد و نسبت بهآثار قبلی، اثری کاملا متحول عرضه کند که در آن اتمسفری هماهنگ در نسبت با جهانشاعرانه خلق شده است که از مهم‌ترین احتجاجات در برآورد مثبت از این مجموعه به شمارمی‌آید. این تسلط آرامبخش اتمسفر هماهنگ با جهان و جان باعث می‌شود که بتوان تصویریکلی و فراگیر از افق ذهنی شاعر دریافت که به‌خودی‌خود دستاورد ارزشمندی است.من نقدی نوشتم بر این کتاب با عنوان  " سرودی در ستایش مرگ " اگر حوصله داشتید بخوانید.

 

2)      قزل آلای خال قرمز

شما هم در تلفظ عنوان بالا مشکل دارید؟ به مجید سعد آبادی شکایت برید که شاعر این مجموعه است. مجید سعدآبادی لطف داشت و یک جلد از مجموعه شعر قزل آلای خال قرمز را هدیه کرد سال گذشته و بتازگی در حال مطالعه آنم و شاید هم چیزکی بنویسم.به نظرم می رسد که این کتاب برای شاعر قدم رو به جلو و مبارک و قابل اعتنایی ست و در میان انبوه کتاب ها برای من که توانست نوید بخش شاعری باشد که ساده می نویسد و می خواهد شعر بگوید نه لغز و معما و نیز می خواهد پدیده چند معنایی را به جای آنچه برخی مدعیان معنا گریز در پی آنند با کلمات روشن به استقبال رود.برای او فردایی سرشار از موفقیت آرزومندم.

 

یک شعر از این کتاب:

تو را هم کنار من

در این تابوت خواباندند

این جا را نگاه کن

گل می ریزند روی سرمان

خاک می ریزند

و دنیا محو می شود

 

چقدر آرامی

حالا کمی از خودت برایم

تعریف کن!

 

3)     رباعی و بیدخون

در این دو سال رباعی را رها نکردم و بهتر است بگویم رباعی گریبان مرا رها نکرد از میان 50 رباعی این دوسال 2 رباعی بخوانید:

 

بیگاه و رها بیاد خواهی آورد

چون لحن صدا بیاد خواهی آورد

روزی در سیارۀ دوری ناگاه

تو نام مرا بیاد خواهی آورد

 

بیدخون-بهمن 1387

 

مانند گلی شکفته در تاریکی

بغض غزلی نگفته در تاریکی

هر شب ما را به سوی خود می خوانند

رؤیاهایی نهفته در تاریکی

 

بیدخون-اسفند 1387

 

 در پانویس بسیاری از این رباعی ها نوشته ام :بیدخون که نام منطقه ای ست در پارس جنوبی .در بیدخون شاید یاور نکنید اما بعضی از این رباعی ها محصول تماشای  یک درخت اکالیپتوس است که تنهایی خود را در آن حیاط اثیری به رخ جهان من می کشید.کم کم باید بپذیرم که شاعر شهر و دغدغه هاش نیستم و از من بر نمی آید.یک درخت اکالیپتوس بماند گاهی یک گل زرد کوچک شکفته در بهار بیایان دغدغه ای ست بسابس بزرگتر برای سرودن. این مشی من است.

 

4)      غزل و سپید

 

می خواهم تجربه ای از غزل بگویم. راستش مدت هاست که  آنچه مرا به سرودن غزلی تازه ترغیب می کند مطالعه غزل های دیگر نیست و چه بسا خواندن غزل های دیگران مرا از دنیای سرودن ان دور کند  برای خود من نیز بسیار عجیب است این کشف. در مقابل گردش در آفاق سپید تفکر شرقی و از آن عجیب تر جهان چند معنایی شعر سپید برخی بزرگان و دوستان نیروی پیش برنده است برای من که به غزل و رباعی و اینبار از جبهه ای دیگر باز گردم .روزگاری غرق مطالعه گزارش داریوش شایگان بودم از هانری کربن به ترجمه باقر پرهام و نمی دانم چرا این غزل را که محصول همان روزهاست ادای دینی می دانم به این گزارش:

 

سوفیا

 

چشم از جهان بگیر به رؤیا نگاه کن

صبح است سوفیای تماشا نگاه کن

من هیچ این چمن چه نیاز موجهی ست

در دستگاه ناز که بازآ نگاه کن 

گل ها معطل نفسی عاشقانه اند

لختی به شاهدان شکوفا نگاه کن

بر این هوای گمشده بگذر نفس بکش

آنگاه در توازن پیدا نگاه کن

گویی که باز پنجره ای دل گشوده است

باری به این شهود شکیبا نگاه کن

باران گرفته با قطرات معطرش

چندی به این دقایق معنا نگاه کن

/ 24 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید بیابانکی

سلام محمود عزیز ...از لطف بی کرانت ممنون ..من هم مدتی تعطیل کرده بودم .ولی کرکره را دادم بالا ... شاعر با نوشتن زنده ست ولو روزمرگی هایش باشد .... بهره بردم به وفور ..یا عشق

سنحری عزیزی که سالهاست با شعرهای شگفتش آشنا هستم و آن ها را میخوانم! خوشحالم که در دنیای مجازی می بینمت و از این به بعد .........................راستی سلام!

فرهنگسرای گلستان

در فرهنگسراي گلستان برگزار مي شود: نشست‌هاي ادبي" گل قناعت و رايحه عزت" همزمان با سالروز بزرگداشت سعدي سلسله نشست هاي ادبي، تفرجي در گلستان و بوستان با عنوان" گل قناعت و رايحه عزت" در فرهنگسراي گلستان برگزار خواهد شد. اين سلسله نشست ها كه با حضور دكتر عرفان نظر آهاري، دكتر احمد تميم داري و دكتر حسين اسكندري برگزار مي شود مباحثي چون: خدامحوري در آثار سعدي، سعدي و نعت پيامبر اعظم(ص)، سعدي و نكوهش مردم آزاري و ظلم، سعدي و عشق و نكاتي ديگر در مورد گلستان و بوستان مطرح و پيرامون آن صحبت خواهد شد. اين سلسله نشست ها 31 فروردين ماه و 7، 14 ارديبهشت ماه ساعت 17 تا 19 در سالن فدك فرهنگسراي گلستان برگزار مي شود. علافه‌مندان مي توانند جهت شركت در اين برنامه به فرهنگسراي گلستان واقع در نارمك، ميدان هلال احمر، خيابان گلستان مراجعه كنند و يا جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره‌هاي تلفن 9-77841376 تماس بگيرند.

دیزگاه

خوش حالم از این که کرکره را داده‌ای بالا مشتری های می رسند انشائ ا...

م.ر.ت

خوشحالیم از تولد دوباره اینجا! لینکی که گذاشته بودی البته باز نمی شد. برقرار باشی!

سودایی

چه خوب که باز گشتید براستی جایتان در این دنیای مجازی خالی بود .

سينا علي محمدي

سلام بر يك سينا .. آقا احوال شريف ؟ .. چقدر اين بهارهاي توبه شكن را دوست دارم... به شدت مي خوانمتان و ارادت داريم

نقد کتاب شعر سوره

مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری برگزار می کند. __________________________________________________________ __________________________________________________________ سومین نشست نقد کتاب شعر سوره به بررسی مجموعه شعر «بی خوابی عمیق» سرودۀ محمد مهدی سیار اختصاص دارد. در این نشست آقایان حمیدرضا شکارسری و علی اکبر میرجعفری به عنوان منتقد حضور خواهند داشت. این جلسه روز یکشنبه 5 اردیبهشت 89 از ساعت 17 در محل کتاب فروشی سوره، واقع در خیابان حافظ – خیابان سمیه – نبش حوزه هنری، برگزار می شود. از علاقه مندان برای شرکت در این نشست دعوت به عمل می آید. تلفن تماس : 84172311 __________________________________________________________

مسيح

سلام استاد تا شب چشم تو در بيشه ي رويا روييد..... با غزلي به روزم