یادداشت های پراکنده

 1  

 

 در میانه این غوغا برکنار ماندن و نگریستن را پسندیدن هرچند چیزی جز باد بدست نیاید غنیمتی است.

 

بر کنار ماندن و گوش سپردن به صداهایی که باید شنیده شوند و آغوش گشودن به نسیمی که می وزد.

 

بر کرانه های جهان ایستادن به تکاپوی مردمان نگریستن ، در ایستگاه های قطار ، در فرودگاه ها، جاده هاو خیابان ها سفر کردن و نگریستن بی هیچ اندیشه ای از نیک و بد که دیده را بیالاید.

 

غنیمتی ست نگریستن به جهان از دریچه ای دیگر ، هر روز دریچه ای دیگر گشودن به تماشا. قوهای سپید را دیدن در سرزمین هزار دریاچه.کفتران چاهی را در پیشگاه عظمت دومو.

 

 

در میانه این غوغا برکنار ماندن و نگریستن غنیمتی است.

 

 

2

 

اینک بیا ای دوست به سرزمین یوح سفر کنیم و صفت صنف چهارم مردمان این سرزمین را از عبدالکریم گیلانی بشنویم که گفت: " صنف چهارم مردانی هستند که در خلسات خود ، اوراد و زبور راز می سرایند ، آنان همیشه و برای ازل و ابد از دنیای خویش بونند.اگر روزگاری کسی باآنان دیدار کند مسلم بدان که در جایی جز انجایی ست که تصور می رفت بتوان ایشان را یافت.آنان بر دیگران به صورت صوری که در دنیای ادراک حسی دیده می شود ظاهر می گردند.وقتی بر حسب اتفاق اهل معنی آنان را در مکان های خفی و غیر اصلی دیدار کنند ، ایشان اهل معنی را با اسرار عالم غیب آشنا می سازند و از خبرهای پنهان می گویند."

 

 

3

 

دوست هلندی می گفت :هلندیان امروز نمی توانند کتاب های 300 سال پیش را بخوانند برایش از شاهنامه خواندم و معنی کردم تا حدی که می توانستم ، تعجب می کرد .

 

 

4

 

هر گاه بخواهند  آثار ادبی پیرامون عاشورا را بسنجند و کنگره و جشنواره ای برگزار کنند معتقدم به احترام محتشم کاشی هم که شده سهمی برای ترکیب بند کنار بگذارند درست تر است....دوست شاعر رضا اسماعیلی که در برگزاری کنگره ای با این مضمون دست داشت گفت سال دیگر ترکیب بند هم افزوده می شود.

 

 

 

5

 

 گل چشم گشوده روبرو می نگرد

 

گل چشم شده به جستجو می نگرد

 

گل می نگرد غریب و غمناک به خاک

 

تا کیست که همچنان به او می نگرد

 

 

فضل تقدم میگول سرانو نویسنده متفاوت شیلیایی را باید یاد آور شوم که در هنگام سرودن رباعی فوق به این روایت از او نظر داشته ام که گفت:

 

ما می گذریم بی آنکه بدانیم گل دردمندانه تمنای نگریسته شدن را فریاد می کند.

 

 

6

 

"بگریز دوست من به تنهایی ات بگریز! بدانجا که بادی تند و خنک وزان است ! سرنوشت تو مگس تاراندن نیست. چنین گفت زرتشت." : فردریک نیچه.

 

 

/ 29 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
submerged population

... گل می نگرد غریب و غمناک به خاک تا کیست که همچنان به او می نگرد ... من معتقدم که عید از بیست و نهم اسفند شروع می شود و فقط این یک روز است که اگر آدم از بقیه جلوتر باشد ، یک سال از بقیه جلوتر است ، اگر از شر نفت خلاص باشیم و برده هایی که فسیل شدند که نفت شدند . بالاخره هر سال بهار با تاخیر شروع می شود اما تو دیرتر می رسی . دیرتر از هر سال . و من بیشتر از همین یک روز تاخیر از دستم برنمی آمد .

حسين ديلم کتولی

سلام ...با جدولی از خودم وشکست رستم ونشانی کاری جدیددر مجله ادبی عصر ادينه .....به روزم سربزن..ممنون

م.ر.ت

نوروزتان شاد و پرخاطره! خيلی مخلصيم.

سید مهدی موسوی

«تحویل» می دهد جسدم را به سال نو... می خواستم بنویسم: «وبلاگ غزل پست مدرن آغاز یک سال مسخره ی دیگر را... که وقتی هیچ چیز تغییری نمی کند این روزها و ماهها و سالها و نشانه ها چه چیزی را... که اینجا مسیر دایره ای شکل و بسته است پایان راه طی شده اما نمی رسیم... که با همه ی اینها تبریک و امیدوارم...» اما یاد پارسال افتادم که مثل این حرف ها را نوشتم و دوستان استاد و شاعر برایم ناسزا نوشتند: «تو غلط می کنی که که مثل ما نوروز را دوست نداری چندصدایی خوب است اما به شرطی که فقط صدای ما باشد! تو داری به فرهنگ باستانی ما توهین می کنی حکومتی اطلاعاتی! برو گمشو نهیلیست پوچ گرای بی مذهب!!...» پس تصمیم می گیرم که عین یک آدم 30 ساله که در ابتدای مرحله پختگی است و نمی خواهد زیر بار نظر جمع له شود بنویسم: «این نوروز باستانی را خدمت شما و خانواده عزیز تبریک و تهنیت می گویم» و بعد بروم کنار سفره هفت سینی که نچیده ام و زل بزنم به روزهای خوبی که نمی آید...

راديومانيا

فضای دشت ودر آئينه خانه است ای صبح/تبسمی کن و بر صنعت بهار بناز/.../نوروز مبارک/

مهدی خطیبی

وقتی می آد بهار خانوم با چارقد بلندش.....به روزم و مشتاق نظر شما بدرود.

تازه های ادبی

...............۩ ............۩๑๑۩ ........۩๑๑۩۩๑๑۩ ....۩๑๑۩۩๑๑۩۩๑๑۩ ۩๑๑۩۩๑๑۩۩๑๑۩۩๑๑۩ ۞۩..سال نو مبارک..۩۞

سعيد بيابانکی

سلام مهندس ...سال نو که فکر کنم ديگه کهنه شده باشه مبارک ...

م.ر.ت

حاصل هرچار فصل سرو بهار است نشئه آزادگی خمار ندارد.