یادداشت های پراکنده

سلام

 

۱

 

این بار خیلی دیر بروز شدم ...راستش از وقتی نیکا کوچولو به جمع ما اضافه شده ...وقت کمتری برایم مانده...گرفتاری های کاری هم که همیشه هست ... ما که مثل بعضی ها کارمند دولت نیستیم ..در شرکت های مهندسی مشاور نفت و گاز  باید کار کرد ..اما انسان پیش وجدان خویش ناراحت نیست چون می بیند کار او در جایی خود را نشان می دهد و تبدیل به سرمایه ای می شود برای آینده کشور...هر چند با کمال تاسف باید بگویم  - انهم به عنوان شخصی که در حوزه نفت و گاز فعال است - سیاست های اقتصادی   باعث شده در طی یک سال و نیم اخیر هیچ پروژه بزرگی فعال نشود ..بانک های خارجی از فاینانس سر باز زنند که هیچ پروژه های قبلی هم بامشکلات فراوان و رو به رشد روبرو شوند  اینها حقایق است حالا هر کس دلش بخواهد می تواند انکار کند...در زمینه فرهنگ چه می گذرد بماند..خود بهتر می دانید...شاید بگویید این موضوعات چه ربطی به وبلاگ ادبی دارد ...ندارد ..اما در فضای امروز این حداقل هم پنجره ای ست.

 

...........................

 

۲

 

---  جادو بود جهان

 

      و جاده هایی

 

                که پشت سر گذاشتیم

 

                                           (  )

 

مدتی ست که به زمزمة این شعر کوتاه دوست عزیزم شهرام مقدسی مشغولم..ظاهرا سحر غریبش مرا گرفته ...همان سخن باستانی ست کارکرد مشابه شعر و جادو و چه جادویی دارد این شعر.. جادویی قاطع و بی تخفیف.

 

شاید بتوان چندین و چند صفحه در حاشیه این شعر نوشت ( اگر نیکا بگذارد شاید بنویسم) اما نیروی حیاتی و انرژی درونی آنرا تنها باید حس کرد ..بی واسطه و آنی.می توانم تاویل شخصی خود را از این شعر بنویسم اما گمان نکنم چیزی بر آن بیفزاید..می اندیشم آن دریافت بی واسطه و آنی چیز دیگری ست...همانکه در اولین مواجهه با این شعر ناگهان جلوه کرد و درخشید.آنسان که بناگاه خود را در برابر تصویر تمام قد حقیقتی انکار ناپذیر می یابی..به جاده هایی که پشت سر گذاشتی می اندیشی .. به روزها و سال ها ... در ثانیه ای محال ...به تمام این ها می اندیشی ..جادوست ..جادو....

 

و آیا شعر چه باید باشد جز این؟

 

بعد از ضربه سهمگین آغازین و تکمیل آن با عبارت / و جاده هایی که /  آوار حقیقت در سطر سوم فرود می آید و اعتراف صریح و غمناک به پایان فرصت بشری...

 

 

 

3

 

/ ترنم داودی سکوت / عنوان مجموعه غرلی است از دوست خوبم قربان ولییی که غزل هایش همچون جان و جهانش بازتاب ضربان هماهنگی است و جذبه ها و بارقه های کشف ...از این کتاب است:

 

 

 

در این دم این لحظاتی که از تو سرشارند

 

پرم پر از کلماتی که از تو سرشارند

 

از خویش می رویم و بیابان ما تویی

 

آغاز ما تو هستی و پایان ما تویی

 

ما بره های گمشده در ذات ظلمتیم

 

دنبال ما بگرد که چوپان ما تویی

 

البته ولییی اگر می خواهد شعرش در " عروق هوا منتشر شود"  به نظر من می بایست به ساختار اعتنای بیشتری داشته باشد..زیرا برای من به عنوان مخاطب گاهی پیش می آید که هنگام خواندن غرلی از او ناگهان به پایان ناخواسته ای برسم و حس کنم ان حال انچنان نبوده که شاعر را به جایی برساند و وجه دیگر آنکه شاعر نتوانسته مقام آن حال را دریابد ... شماری از غزل های 4 و 5 بیتی کتاب از این دستند..

 

این کتاب را تهیه کنید و بخوانید..خواندنی ست.

 

4

 

در جایی از مجموعه آثار " کارلوس کاستاندا" شاید هم در آثار همراهان او مثل " فلوریندا دانر " و " تایشا آبلار" آمده است ...گمان کنم در " گذر ساحران " باشد که به احوالات آبلار پرداخته ..آنجا که ناوال ( مرشد) به مرید خود جام خالی تعارف می کند و خود از آن می نوشد در حالی که مرید می بیند چیزی در آن نیست – البته از مقصودی که دارد بگذریم – حال این بیت حروشی تبریزی ( از شاعران عصر صفوی ) را بخوانید :

 

گر جام خالی ات بدهد پیر می فروش

 

بستان و دم مزن که تهی از اشاره نیست

 

 

5

 

بیت خروشی تبریزی مرا یادآور می شود که بگویم " کاروان هند" اثر تحقیقی ارزشمند احمد گلچین معانی است که تا انجا که می دانم و به آن رجوع داشته ام گلچین و سرآمد تمام تذکره هایی ست که به احوالات شاعران عصر صفوی که به هندوستان رفته اند پرداخته است..چاپ اول آن 1369 است نمی دانم تجدید چاپ شده یانه ..کتاب خوبی ست علاقمندان بخرند و بخوانند..نویسنده در این کتاب احوالات 770 شاعر را بیان داشته..

 

 

 

5

 

آیا واقعا سندی وجود دارد که ثابت کند " سولاریس " تارکوفسکی پاسخی ست به " اودیسه فضایی 2001" کوبریک؟

 

اگر واقعا چنین باشد چه پاسخ شکوهمندی ست.

 

تازه وقتی سولاریس تارکوفسکی را با نمونه آمریکایی اش ( چندی پیش سینما 4 انرا نمایش داد) مقایسه می کنیم می فهمیم چرا اثر تارکوفسکی اجل آثار علمی تخیلی شناخته شده.

 

به همین نسبت است فاصله زیاد اثر کوبریک و فیلم " اودیسه 2010" که اینهم چندی پیش پخش شد.

 

 از آنجا که شخصا سال ها قبل مجموعه اودیسه شامل 2001 ( که البته داستان کوتاهی ست) اودیسه 2010 / اودیسه 2061 و در نهایت اودیسه 3001 که پایانی است براین مجموعه عطیم و نوشته آرتور سی کلارک را خوانده بودم..تصور می کردم که اودیسه 2010 بتواند جذاب تر از 2001 باشد و شخصیت محوری دیوید بومن اگر بدست کارگردانی همچون کوبریک بیفتد شاهکاری بشود اما دیگر نه کوبریک است و نه تارکوفسکی...

 

6

 

این کار کوتاهم  را هم  بخوانید.در عقربه های برنزی آمده ...البته اصلا و ابدا ربطی به این روز ها ندارد:

 

روزی بیدار می شویم

 

در سایه سکوت

 

به یاد می آوریم

 

پرنده را

 

درخت را

 

چون آخرین اشعة خورشید

 

بر گونة غروب

 

آنگاه

 

پر می گشاییم

 

و در انحنای جهان

 

/ 38 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمود سنجری -سينا

سلام با تشکر از لطف همه دوستان از اينکه فرصت جوابگویی مهیا نیست معذرت میخواهم ...راستش در سفر کاری اروپا هستم و الان از آمستردام می نویسم...شاد باشید

راديومانيا

سلام محمود جان/شعرهای اين پست در نقطه ی مکاشفه(و به قول حضرت مويد:استغراق)به هم می رسند/چنین است که در این وانفسای «واقع زدگی» غنیمتی هستند (مثل واحه ای در بیابان)/.../سفر به خیر/

مونا زنده دل

سلام دکتر هدی قریشی و مونا زنده دل در جلسه نقد سایت عروض مجموعه متفاوت: صدای موجی زن منتظر حضور شما و حرفهای مفیدتان هستند تهران- میدان بهمن (کشتارگاه سابق!!)- فرهنگ سرای بهمن- سالن فرهنگ چهارشنبه 9 اسفند- ساعت 2 تا 6 . با حضور جمعی از مطرح ترین شاعران کشور ( حضور برای عموم آزاد است ) برای اطلاعات بیشتر یا تهیه کتاب به وبلاگ مراجعه بفرمایید منتظرم...

submerged population

... به یاد می آوریم ... و در انحنای جهان محو می شویم ... چند وقتی ندیدمتان . گفتم احوالی پرسیده باشم . زنده باشید و سلامت .

ميرجعفری

خانه های پاک چه نيازی به تکاندن دارند؟!

علی سطوتی قلعه

سلام دوست من... پيغام شما را خواندم. وقتی دست به توليد اثر هنری می زني، در واقع پذيرفته ای که در گستره ای از روابط عرضه و تقاضا گرفتار آيی. پس نمی توانی نسبت به ساز و کارهايی که بر اين روابط اعمال می شودُ، بی تفاوت بمانی. در گوشه ی عزلت نشستن کار نويسنده نيست.

حمید تقی آبادی

سلام دوست عزیز.بعد از سه ماه، ظاهرن که به شب شدم با « چرا شعر خراسان به جریان های نو تن نمی دهد؟» هستم. نشخوار آدمیزاد است حرف.سر بزنید و نظربدهید خوشحال می شوم. منتظرم. بدرود.

aya

با سلام خدمت شما می توانید پک فیلم های تارکوفسکی را با زیرنویس پارسی از سایت ما تهیه فرمایید ، سایت ما همچنین دارای 3 مصاحبه با تارکوفسکی می باشد www.30nemacinema.freetzi.com