یادداشت های پراکنده



اگر آمده اید اینجا حوصله کنید کمی طولا نی تر از دفعات قبل در خدمت خواهم بود.

--- خود را خوشبخت و سربلند می یابم هنگامی که می بینم اندیشمند سنت گرای بزرگ دوران ما یعنی استاد دکتر سید حسین نصر در واشنگتن مدافع اسلام حقیقی است .کتاب قلب اسلام او را بخوانید .سید حسین نصر را دریابیم.او در حال حاضر یکی از اصیل ترین بینش های اسلامی را مستقیما از متون مربوطه و سنن اسلامی عرضه می کند.

--- دکتر قیصر امین پور اخیرا و طی سخنرانی خود درباره‌ی «درآمدی بر زیبایی‌شناسی هنر سنتی و نو ارجاعاتی به سخن تعدادی از سنت گرایان روزگار ما داشته است که بزعم اینجانب ناکافی می نماید و از این ارجاعات چنین تلقی کرده اند که سنت گرایان یکسره با نوآوری مخالف بوده اند .از این جهت خوشحالم که باب چنین موضوعاتی باز شود و شاعران ما هم به آرای سنت گرایان توجه یابند و روشن گردد که آرای سنت گرایان در زمینه شعر و هنر امروز ایران تا چه حد کاربردی است.بی شک وقتی رنه گنون انچنان به تقبیح مظاهر هنر مدرن می پردازد باید به زمان و چگونگی مقابلة وی با آثار هنری مدرن ان روزگار که یکسره خروج از هنجارها و مناسبات اصیل بوده اند توجه داشت .براحتی نمی توان سخن گنون را از جایگاه بایسته خویش برداشت و مثلا در تقابل با نوگرایی در شعر امروز ایران آن را بکار برد و مثلا مردود دانست .اینها مسایل غامض و دقیقی است و مجموعة آرای نظری سنت گرایان آنچنان منظومه اندیشگی خاصی پدید می آورد که ارجاع به آن جز با شناخت کامل و تدقیق در زوایا و مرایا راه به جایی نخواهد برد.ضمن تشکر از تلاش شاعر اندیشمند معاصر جناب دکتر امین پور که خداوند اورا برای شعر امروز حفظ کناد معتقدم ارجاعات ناقص و عرضة ان در سخنرانی نمی تواند نمایی روشن از آرای سنتگرایان ثبت کند.البته باید کتاب ایشان را بخوانم شاید در آنجا به تفصیل در این باره سخن رانده باشند.کتاب سنت و نو آوری در شعر معاصر را می گویم جدیدترین اثر قیصر امین پور. این کتاب را به قلب اسلام بیافزایید. خوشبختانه در روزهای 17و18 خرداد همایشی با هدف بررسی آرای سنت گرایان در خصوص هنر در انجمن حکمت و فلسفه برگزار خواهد شد، علاقمندان مراجعه کنند.


دوست عزیز رباعی سرا جلیل صفربیگی لطف فرمودند و سه مجموعة رباعی " و " ، " هیچ " و " انجیل به روایت جلیل " را برایم ارسال کرده اند.خیلی از خواندشان لذت بردندو خوشحالم در عصری زندگی می کنم که هنوز شاعرانی قالب کاملا پارسی رباعی را پاس می دارند و مجموعة مستقل رباعی چاپ می کنند.آخرین کتاب ایشان یعنی انجیل .... را بیشتر پسندیدم این توصیه را هم اول به خودم دارم که در رباعی بهتر است ضرب المثل بسازیم نه انکه انرا در اوزان رباعی دوباره بازسازی کنیم و انرژی حیاتی آنرا تضعیف کنیم. در همین موضوع هفته پیش جناب بیژن ارژن دیگر رباعی گوی نادر این ایام با بنده تماس تلفنی داشتند و صحبت از هر دری و بیش از همه پیرامون جلسة نقد کتاب آخر ایشان " بی هم شدگان " در تالار شماره دوی اندیشه که اینجانب افتخار حضور در جوار دوستان شاعر منتقد یعنی حمید رضا شکارسری و آرش شفاعی را داشتم و خوب... آنچه به ذهنم رسید را گفتم.کار بیژن ارژن در شکستن تابوی مصراع چهارم و آفرینش انگیختاری بایسته و پویا قابل یادآوری و دقت است.از رباعی نگذریم.تلاش ارزشمند سید علی میرافضلی در احیا و پاسداشت آن با انتشار کتاب " گوشه تماشا" نیز بسیار خواندنی ست .به دوکتاب قبلی بیافزایید.او وبلاگی هم راه انداخته باب همین موضوع.دیگر انکه از ایرج زبردست هم مجموعه ای با نام عجیب " ایرج زبردست ، خیامی دیگر" چاپ شده که ای کاش چنین عنوانی نداشت تا خواننده بی پیش داوری به استقبالش می رفت ..ضمن اینکه مدعی آنم که رباعی سرای این ایام با تمام توان باید از خیام بگریزد.کارهای زبردست مخصوصا وقتی تقطیع سنتی رباعی را به چالش می کشد خواندنی ست.



--- من تبلیغات و پروپاگاند بلد نیستم .اما مجموعة عقربه های برنزی من قرار بود به نمایشگاه برسد که نرسید ..دوستان عزیز خانة شاعران ایران که متولی انتشار آن است می گویند همین روزها چاپ می شود.البته چندان تازه نیست مجموعه ای ست از غزل و سپید و رباعی البته با غلبة غزل از سال های 75 تا 78 ولی خوب گمان کنم نسبت به دو کتاب فبلی ام شسته رفته تر باشد.


---- به رباعی برگردیم دکتر محمد رضا ترکی چند صباحی ست رباعیات زیبای خویش را در وبلاگ فصل فاصله درج می کندکه فرصت مغتنمی است ..شخصا سال گذشته بیشتر در حال و هوای رباعی بودم و بنظرم می رسد این قالب به قول سید احمد نادمی عزیز می تواند صریح ترین و نزدیکترین برداشت ذهنی شاعر از حقیقت مناظر و مرایا را عرضه کند.

سال ها پیش مجموعه ای برگزیده از رباعیات شاعران عصر صفوی فراهم آوردم در اینجا چند تایشان را بخوانید:

چشمی به سحاب همنشین می باید
طبعی ز نشاط خشمگین می باید
لب بر لب شعله سینه بر سینة تیغ
آسایش عاشقان چنین می باید

"کفری تربتی"

خون گشت مرا ز هجر یاران دیده
زین غم شده جون سیل بهاران ، دیده
گر دست به من زنند می ریزد اشک
مانند درخت های باران دیده

" قبلان چاوشلو "

خوش می رفتم که دل نوا می طلبد
بوی گلی از باد صبا می طلبد
از پای فتادم و نشستم در خون
چون دانستم که دل کرا می طلبد

" محوی همدانی "

این اخری یعنی محوی همدانی رباعیات محشری دارد زنده و پرخون. شنیدم سید علی میرافضلی رباعیات او را تصحیح کرده آماده چاپ است پس منتظر می مانیم.


--- می خواستم از پرشین بلاگ نقل مکان کنم بعد گفتم هنوز فرصت و فضا هست ..قالب را عوض کردم .ظاهرا این یکی زود بالا می آید و خوب ...عکسی و چند لینک به دوستان ..نه اینکه دیگران را فراموش کرده باشم ...در اسرع وقت تا انجا که ممکن باشد لینک دوستان دیگر را می افزایم ...فکر کنم نسبت به قبل خانة مرتب تری شده باشد و می شود چند صباحی دیگر سر کرد.

یک رباعی هم از خودم بخوانید:

دروازه گشوده شد به آنسو که تویی
آنسو فوران سحر و جادو که تویی
من در پی آخرین ظهور کلمات
تا نقل کنم قصه ای از او که تویی

چطور بود؟


موخره : این بیت جناب نوذر پرنگ روزها و بلکه ماه هاست در خاطرم نشسته و زمزمه گر آنم .بشنوید:

در کجاجای خیالستان خیابانی بنفش
رفته تا اعماق اختر زارهای خواب ها

چه حس عجیبی دارد ! اینطور نیست؟




/ 19 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعيدی راد

سلام. بايد برم تو اف لاين بخونم...

سيد علی ميرافضلی

سلام دوست مهربان. ممنون از توجهي كه به وبلاگ و كتاب من داشتي. بنظرم خود رباعي هنوز ظرفيت تكامل دارد و ظرفيتهاي پژوهشي آن كه پايان ناپذير است.

ناصر فيض

محمود جان سلام! وبلاگ شلوغی داری گذاشتم سر فرصت بخوانم.ممنمنم از اينکه سر زدی. در جريان هم باشيم! دلتنگتم هستم ضمنا.

ناصر فيض

توضيح واضحات:(ممنونم) بخوانيد لطفا.

غزل محض

سلام محمود عزيز ممنون از لطفت با افتخار لينکت در غزل محض افتتاح شد

حس اول

سلام آقای سنچری عزيز با غزلی منتظرتان هستم

حميدرضاشکارسری

سلام و احترام «میل» به ضد سنت بودن انرژی نمی خواهد فقط تهور و جرات می طلبد ولی «میل» به سنتی بودن انرژی هم می خواهد . می خواهم بگويم که نکند انسان ذاتن نوگرا و ضدسنت است و محافظه کاری اش اکتسابی است و معلول شرایط درونی و بیرونی او ؟! و ديگر اينکه چرا فيلسوفان و انديشمندان سنتگرا به لحاظ کميت اينقدر ناچيزند و در نتيجه دائمن جلوی چشمند و در مورد نوگرايان اعم از مدرن و پست مدرن برعکس ؟! ووو ... بايد صحبت کنيم سر وقت . چند شعر تازه هم نوشته ام از همانها که کفرت را در می آورد ! جان فدای ناسزای يار باد !

م رت

از لطف و بزرگواری بی اندازه شما سپاسگزارم.شعر بنده قابل نيست.

کمال

با سلام من مدت هاست که بدنبال دو اثر از بیزن ارزن هستم اما نمی یابم. ایا هیچ راه تماسی با خودنویسنده جناب ارزن مجود ندارد؟ همکاری دوستانه شما را می ستایم