قطعه ای از بهشت

حسین منزوی در نیمه اردیبهشت 1383 رفت و غزل های اردیبهشتی او با ماست .غزل منزوی به پشتوانه سنت و صداقت ، بی تردید از معتبرترین اسناد در ضرورت ادامه حیات غزل است.منزوی از ساعرانی ست که در غوغای شعر سپید به غزل جان دیگر بخشید .امروز بسیاری از سنن نهادینه شده غزل امروز ریسه در تجربیات شگفت منزوی دارد .بیندیشیم و بپذیریم که اگر امروز فضایی گسترده و شکوهمند پیش روی غزل گشوده است به برکت حضور او و دیگر انی همچون سیمین بهبهانی ، منوچهر نیستانی و البته محمد علی بهمنی است.یاد منزوی را گرامی می داریم.

 

2

 

هفته ای که گذشت تلویزیون ناپرهیزی کرد با فیلم شکوهمند و در عین حال لطیف "ماهی بزرگ" . چه فانتزی شگفت انگیزی دارد این تیم برتون .واقعا رشک بر انگیز است.با تیم برتون هیچ فاصله ای میان رویا و واقعیت حس نمی شود."انسان آنقدر داستان نقل می کند که در نهایت خود به داستانی تبدیل می شود که برای دیگران نقل می شود".چه سرنوشت غریبی.

 

3

 

می دانید چرا ساختار شعر مهم است؟ این دو بیت را بخوانید:

 

مشکل غم و دردی ست که درد و غم مارا

 

بی غم نکند باور و بی درد نداند  

 

که از میلی هروی است و بیت دو م: 

 

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن

 

با مردم بی درد ندانی که چه دردی است

 

از مرحوم استاد مهرداد اوستا.

 

می بینید که با مصالح یکسان دو بیت سروده شده و می پذیرید که معنای ظاهری کمابیش یکسانی دارد پس اختلاف کجاست ؟ بیایید قبول کنیم که چیزی بنام محتوا یا معنای شعر وجود ندارد هر چه هست ساختار است که اثر هنری را شکل می بخشد و جاودان می سازد.

 

اما این جناب میلی هروی شاعر بزرگ عهد صفوی است که به نوشته خلاصه الاشعار در طرز غزل و شیوه سخن گستری نظیر ندارد.این دو سه بیت ازوست: 

 

از غایت غیرت من دیوانه به خود هم/ حرفی که ازو میشنوم باز نگویم

 

بهر تو مانده بر سر زانو هزار سر / تو سر نهاده بر سر زانوی کیستی

 

آن طالعم کجاست که از پهلوی رقیب / قتل مرا بهانه بر خاستن کنی

 

4

 

در حوالی نور آباد منطقه ای وجود دارد به نام " دره بوان ".سال 1377 به انجا رفتم با دوستان عزیز حسین بردخونی و بهزاد سالاری و چند  روز پیش با «  گوگل ارث  »  دره بوان قطعه ای از بهشت است .حمد اله مستوفی تاریخ نگار قرن هشتم و نویسنده تاریخ  گزیده   وقتی به دره بوان می رسد ان را یکی از جنات اربعه دنیا می دانددر این فصل بسیار تماشایی استاگر بروید حتما غافلگیر می شویدزاگرس شکوهمند را خواهید  دید .

 

 5 

 

انتشارات سوره مهر بتازگی جنگ غزلی چاپ کرده به انتخاب اکبر بهداروند و بنام تبسم یک قافله آه . آیا می توانید تصور کنید کسی بیاید و حدود 370 غزل از معاصران انتخاب کند آنگاه از کنار نام هایی همچون سیمین بهبهانی/ محمد علی بهمنی / نوذر پرنگ/ هوشنگ ابتهاج /قیصر امین پور / مشفق کاشانی / خسرو احتشامی هونه گانی/ سید حسن حسینی/ محمد ذکایی / شفیعی کدکنی/ عمران صلاحی/ سهیل محمودی / محمد قهرمان / منوچهر نیستانی / موسوی گرمارودی/ فریدون مشیری/ کیومرث عباسی قصری / ساعد باقری/ علی رضا قزوه / عبدالجبار کاکایی / اسماعیل خویی و بسیاری دیگر بی هیچ اشاره ای بگذرد .اصلا هیچ مجموعه غزل معاصری بی اشاره به نام هایی که ذکر شد آبرو و اعتباری دارد؟ آیا قبل از چاپ این کتاب را کسی بازبینی کرده است ؟ جا داشت گردآورنده محترم لااقل مقدمه ای یکی دو صفحه ای می نوشت و دلایل انتخاب عجیبش را شرح می داد.

 

 

 

 

/ 40 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آب و كاشي

به " غزل‌خواني " احسان نوري ميهمانيد.......

محمد

سلام سنجری عزيز حرف دل ما را زدی مرا لينک ده سال۷۸که در خرم اباد ديدمت ديگر از تو خبری نداشتم تا حالا خوشحالم مرا لينک ده

سوسن

بهره برديم

خلیل جوادی

سلام محمود جان از مطالب وبلاگت لذت بردم از نقد و نظر مارا بی نصیب نذار تبادل لینک هم البته که چیز خوبیه

ميرجعفری

سلام سلام بر عکس نو شما . خوبيد ؟ دلتنگم ! سراغ مرا هم بگيريد ، حتی شده مجازی ! نيکا هم حتما خوب خوب است ،، نه ؟ راستی يکی از من پرسيد نيکا اسم مبالغه است يا ... ياد نيکا افتادم و شما ...

از اوراد گل سرخ

سلام ! کجائيد آقا چرا به روز نمی شويد . من که به روزم اگر مايل بوديد تشريف بياوريد .آدرس را اون پائين نوشته ام .داشتن همراه هم بلا مانع است .

ميرجعفری

سلام عکس نوتر سلام اين هم نوعی به روز کردن است ،، نه ؟!