نگاهی به کارکرد های اسطوره‌ای شعر سنتی فارسی-قسمت دوم

نگاهی به کارکرد های اسطوره‌ای شعر سنتی فارسی
محمود سنجری - سینا

Oقسمت دوم

ریاضیات‌ به‌ عنوان‌ جهان‌ اعداد و نسبت ها و هندسه‌ به‌ عنوان‌ عالم‌ اشکال‌ و تناسبات‌ به‌ دلیل‌ ماهیت‌ انتزاعی‌ همواره‌ رابطی‌ میان‌ طبیعت‌ و پدیده‌های‌ قابل‌ تفکیک‌ و شمارش‌ آن‌ و میان‌ الهیات‌ و مجردات‌ بوده‌ است. طبیعت‌ مجرّد ریاضیات‌ در نگاه‌ مسلمانان‌ از آغاز واسطه‌ای‌ میان‌ کثرت‌ و وحدت‌ بوده‌ و از طریق‌ ریاضیات‌ سُننی‌ در تقدیس‌ اعداد و رموز ویژه‌ پدیدار شده‌ که‌ با سنت‌ بطلمیوسی‌ و یونانی‌ در بزرگداشت‌ و نمادپردازی‌ اعداد مشابهت‌ دارد. تقدیس‌ اسطوره‌ وار اعداد در شعر سنتی‌ فارسی‌ نیز دیده‌ می‌شود. در این‌ گونه‌ شعر گذشته‌ از صنایع‌ ادبی‌ بر پایه‌ اعداد که‌ به‌ تعدد وجوه‌ و پدیده‌ها نظیر هفت‌ آسمان، نُه‌ فلک، هشت‌ فرشته، یکتایی‌ خداوند و غیره‌ اشارت‌ دارد، نوعی‌ قطعیت‌ در تعداد ابیات‌ بعضی‌ قالبها نظیر رباعی‌ و دوبیتی‌ به‌ چشم‌ می‌آید، شاعری‌ همچون‌ جامی‌ نیز به‌ هفت‌ بیتی‌ بودن‌ غزل‌ اعتقاد جازم‌ و بظاهر عجیبی‌ دارد. مسلماً چنین‌ اعتقادی‌ رمزی‌ در بردارد که‌ این‌ رمز در عدد هفت‌ نهفته‌ است.

O
بسیاری‌ شعر را بازآفرینی‌ زبان‌ می‌دانند. میرچا الیاده‌ می‌گوید": هر شعری‌ تلاشی‌ است‌ برای‌ بازآفریدن‌ زبان، به‌ کلام‌ دیگر، منسوخ‌ ساختن‌ زبان‌ مرسوم‌ و روزمره‌ و ابداع‌ گفتاری‌ جدید، خصوصی‌ و شخصی‌ و در تحلیل‌ نهایی‌ اسرارآمیز. اما آفرینش‌ شاعرانه، مانند آفرینش‌ زبان‌شناسانه، معنای‌ از میان‌ بردن‌ زمان‌ (تاریخ‌ تمرکز یافته‌ در زبان) و باز یافت‌ وضعیت‌ بهشت‌ گونهِ‌ نخستین‌ است: بازیابی‌ روزهایی‌ که‌ توان‌ آفرینش‌ خودانگیخته‌ وجود داشت، زمانی‌ که‌ گذشت‌ وجود نداشت، زیرا نسبت‌ به‌ زمان، آگاهی‌ای‌ نبود و از سپنج‌ زمان‌ خاطره‌ای. از این‌ گذشته، گفته‌ می‌شود که‌ در دوران‌ ما، زمان‌ برای‌ شعرای‌ بزرگ‌ وجود ندارد: شاعر، جهان‌ را به‌ گونه‌ای‌ کشف‌ می‌کند که‌ گویی‌ در لحظهِ‌ خلقت‌ عالم‌ وجود داشته‌ و با اولین‌ روزهای‌ آفرینش‌ هم‌ عصر بوده‌ است.
از دیدگاهی‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ هر شاعر بزرگی، جهان‌ را از نو می‌سازد، زیرا سعی‌ دارد آن‌ را به‌ گونه‌ای‌ ببیند که‌ گویی‌ زمان‌ و تاریخی‌ وجود ندارد. از این‌ لحاظ‌ رویکردش‌ به‌ شکل‌ غریبی‌ با رویکرد انسان‌ اولیه‌ و انسان‌ جوامع‌ سنتی‌ مشابه‌ است".(1(
این‌ دیدگاه‌ و تلقی‌ بازآفریدن‌ زمان‌ و زبان‌ حاوی‌ کارکردی‌ اسطوره‌ای‌ است. زیرا در اسطوره‌ نیز با حذف‌ زمان‌ قراردادی‌ روبرو می‌شویم. همچنین‌ در شعر سنتی‌ فارسی‌ اتفاق‌ خجستهِ‌ دیگری‌ نیز می‌افتد و این‌ اتفاق‌ همانا تشخیص‌ زبان‌ و رمزپردازی‌ است.
در این‌ تشخیص‌ جادویی، مصالح‌ و ترکیبات‌ (نظیر کلمات) در عین‌ کارکرد هنری‌ خاص‌ زیبایی‌شناسانه، محمل‌ القای‌ رمزی‌ نیز می‌شوند. ساقی، می، شاهد و خرابات‌ و... در واقع‌ رمزی‌ و اشارتی‌ برای‌ مطرح‌ ساختن‌ حقایق‌ هستند.همانگونه‌ که‌ اعمال‌ اسطوره‌ای‌ حاوی‌ رمز و اشارت‌اند. این‌ اعمال‌ در حکم‌ سنخیات‌ ازلی‌ و ابدی‌اند که‌ به‌ هیچ‌ روی‌ در بند زمان‌ و مکان‌ اسیر نمی‌شوند، با این‌ حال‌ قابل‌ تأ‌ویل‌ هستند اما این‌ تأ‌ویل‌ منحصراً در ذیل‌ فرهنگی‌ که‌ آفرینندهِ‌ اسطوره‌ است‌ ممکن‌ می‌شود.

O
اگر به‌ موضوع‌ تقارن‌ و تقابل‌ رجعت‌ کنیم‌ و گذشته‌ فرهنگی‌ بشری‌ را در یک‌ نگاه‌ سریع‌ و فراگیر از عینک‌ زوجهای‌ قابل‌ تأ‌ویل‌ مورد بررسی‌ قرار دهیم، می‌بینیم‌ که‌ در تمامی‌ شاخه‌های‌ علوم‌ و فرهنگ‌ و معارف‌ بشری‌ می‌توان‌ ردپایی‌ از تقابل‌ و در ذیل‌ آن‌ تقارن، تضاد، توازن، تجانس‌ و دیگر زوج های‌ قابل‌ تأ‌ویل‌ و قیاس‌ پیدا کرد که‌ بر تمامی‌ آنها تا روزگار ما، منطق‌ کلاسیک‌ حکم فرمایی‌ می‌کند. برای‌ تفصیل‌ بیشتر به‌ یک‌ پارادوکس‌ (متناقض‌نما) معروف‌ دقت‌ می‌کنیم: در این‌ پارادوکس‌ مردی‌ از جزیرهِ‌ می‌گوید: . منطق‌ کلاسیک‌ حکم‌ می‌کند که‌ گوینده‌ این‌ سخن‌ را که‌ خود اهل‌ جزیرهِ‌ کرت‌ است، دروغ گو و آنچه‌ گفته‌ دروغ‌ بدانیم.بنابراین‌ گوینده‌ همچون‌ اهالی‌ دیگر جزیره‌ راست گوست‌ و اگر راست گوست‌ پس‌ او دروغ گوست‌ و به‌ همین‌ ترتیب‌ تسلسل‌ ادامه‌ می‌یابد. در این‌ پارادوکس‌ زوج‌ راست‌ و دروغ، در تقابل‌ هم‌ قرار دارد و هر کدام‌ به‌ تنهایی‌ تمامی‌ فضای‌ منطقی‌ مسأ‌له‌ را اشغال‌ می‌کند. هنگامی‌ که‌ راستی‌ باشد نشانی‌ از دروغ‌ نیست‌ و به‌ عکس، یعنی‌ هیچ‌ یا همه‌ چیز. بنابراین در منطق‌ کلاسیک‌ جایی‌ برای‌ تعدیل‌ فرض ها وجود ندارد.

شعر سنتی‌ فارسی‌ به‌ روشنی‌ مایه‌ ور از منطق‌ کلاسیک‌ در شکل‌ و ساختار است.
در حقیقت، شاعر در این‌ مقام‌ برای‌ پردازش‌ صورت‌ حقیقت‌ نخستین‌ در وجوه‌ قابل‌ دریافت، ناچار از حذف‌ بعد یا ابعادی‌ می‌شود. این‌ حذف، فرایند تربیع‌ دایره‌ را در معماری‌ هند و در نهایت‌ ایجاد رمزی‌ "ماندالا" را به‌ خاطر می‌آورد.سنت‌ و بقای‌ آن‌ ضامن‌ بقای‌ ذهنیت‌ تقابل‌ و توازن‌ در شعر سنتی‌ است. بدین‌ سان‌ روشن‌ می‌شود که‌ حضور وزن‌ در شعر فارسی‌ هماهنگ‌ با سرشت‌ سنتی‌ مردمان‌ بوده‌ و تأ‌کید هزار سالهِ‌ شاعران‌ بر اصل‌ وزن‌ در شعر فارسی‌ به‌ هیچ‌وجه‌ نمی‌بایست‌ تأ‌کید غیرضروری‌ تلقی‌ شود. به‌ محض‌ پا نهادن‌ به‌ عصر جدید و ظهور مدرنیسم‌ که‌ جهان‌ را در پذیرش‌ گونه‌های‌ مختلف‌ و نه‌ چندان‌ قطعی‌ و گزینه‌های‌ ظاهراً متضاد سرگردان‌ ساخت، در ذهنیت‌ کلاسیک‌ تقارن‌ و هنر متوازن‌ تجدید نظرهای‌ اساسی‌ صورت‌ گرفت. اگر به‌ مثال‌ پارادوکس‌ برگردیم، می‌توانیم‌ با جایگزین‌ کردن‌ "منطق‌ فازی" به‌ جای‌ "منطق‌ کلاسیک"درونمایهِ‌ تغییرات‌ را در شعر سنتی‌ فارسی‌ و گذار آن‌ به‌ شعر نیمایی‌ و سپید درک‌ کنیم. در مثال‌ دروغ گویان‌ جزیرهِ‌ کرت، اگر فرض‌ کنیم‌ میزان‌ دروغ گویی‌ افراد پنجاه‌ درصد باشد، یعنی‌ هر فرد از دو جمله‌ای‌ که‌ بر زبان‌ می‌آورد یکی‌ دروغ‌ باشد. در نتیجه‌ گوینده‌ نیمی‌ راست گو و نیمی‌ دروغ گو خواهد بود. بنابراین‌ تناقضی‌ دیده‌ نمی‌شود و جملهِ‌ مطرح‌ شده‌ به‌ عنوان‌ گزاره، ارزش‌ قطعی‌ ندارد و به‌ یک‌ نسبت‌ می‌تواند راست‌ یا دروغ‌ باشد. به‌ روشنی‌ درمی‌یابیم‌ که‌ منطق‌ فازی، مروج‌ عدم‌ قطعیت‌ است‌ که‌ در فیزیک‌ نوین‌ بر آن‌ تصریح‌ شده‌ است. همچنان‌ که‌ در دورهِ‌ فعلی‌ می‌توان‌ کار "نیما" را در حیطهِ‌ عدم‌ قطعیت‌ ارزیابی‌ کرد. نیما ایستاده‌ بر نقطهِ‌ ضرورت‌ تاریخی، ناخودآگاهانه‌ به‌ این‌ واقعیت‌ گریزناپذیر صحه‌ گذاشته‌ که‌ در جهان‌ مدرن‌ و گسیخته‌ جایی‌ برای‌ پرداختن‌ به‌ صورت های‌ ازلی‌ و سنخیات‌ ابدی‌ و در یک‌ کلام‌ پیوستگی های‌ متقارن‌ روح‌ بشری‌ جلوه‌ کرده‌ در اساطیر؛ وجود ندارد و این‌ آینهِ‌ کدر هرگز تاب‌ بازتاب‌ مجردات‌ کیهانی‌ ندارد. هرگونه‌ ارزش‌ زیبایی‌شناسی‌ مترتب‌ بر ساختار شعر سپید فاقد کار کرد ازلی‌ -- ابدی‌ است‌ زیرا فاقد سنخیات‌ اسطوره‌ای‌ست‌ که‌ این‌ سنخیات‌ پیش‌ از این‌ مطرح‌ شده‌ است.عدم‌ قطعیت‌ موصوف‌ بر گسیختگی‌ ادراکات‌ بشر امروز تأ‌کید دارد. تی‌ اس‌ الیوت معتقد بود که‌ اقتدار روز افزون‌ علم‌ به‌ سقوط‌ شعر و هنر و گسیختگی‌ ادراکی‌ انسان‌ منجر شده‌ است. شاید تنها راه‌ نوزایی‌ حواس‌ الهی‌ هنر بازگشت‌ به‌ پیوستگی‌ ادراکی‌ است. آنجا که‌ سوی‌ ناشناختهِ‌ شعر در قالبی‌ آشنا رخ‌ می‌نماید و شاعر طی‌ محاکاتی‌ ازلی‌ - ابدی‌ به‌ بازآفرینی‌ زمان‌ دست‌ می‌یازد. آنجا که‌ شعر را از صورت ها و سایه‌های‌ اشیا به‌ محضِ اشیا می‌رساند. شعر در این‌ مقام، سویی‌ تاریک‌ و ناشناخته‌ را نشانه‌ می‌رود که‌ محتوایی‌ دیریاب‌ را در آنی‌ترین‌ و اصیل‌ترین‌ صورتِ ممکن‌ عرضه‌ می‌کند. عرضه‌ای‌ اسطوره‌وار از حقیقتی‌ انکارناپذیر.

(1) اسطوره، رویا راز / میرچاالیاده‌ / رویا منجم‌/ فکر‌ روز / چاپ‌ دوم‌ / 1375 / صص‌ 35 و 36

/ 27 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Enkratic

ضمنا ازين که اسم را ننوشتم پوزش مرا بپذير ٬ برايت ای ميلی فرستادم ... ( شعری زيبا از تو را در وبلاگم نهادم ٬ ازينکه باز با برخی شعرهای تو سر و کارم می افتد خشنودم .. )

سید مهدی موسوی

سلام عزیز! با نقدی بر قصیده راوی پنجم به روزم!! و منتظر شما و نظر شما...

Enkratic

من هم از آن حلقه ی طلايی دوستان ٬‌یک نفر حسینی را میشناختم ... افتخار آشنايی حضوری با شما را از نزدیک نداشته ام .. از دور کارهايتان را ميخوانم و گاهی هم چيزی مينويسم ..

شیوا درودیان

سلام برادر عزيزم ! چون احساس می کنم اهل منطق هستيد کامنتی براتون می گذارم ! از کامنتی که برای آقای سعيد بيابانکی گذاشته بودين فهميدم که اعضای شورای شعر صدا و سيما رو خيلی دوس دارين ...

شیوا درودیان

حتی آقای بيابانکی بعدا به من زنگ زدن و گفتن که آقای سنجری خودشون عضو اين شورا هستن و ذينفع ! بعدش که خيلی عصبانی شده بودن گفتن من فقط يه توضيح کوچولو توی وبلاگ داده ام از اين جهت که منظور من شخص خاصی نبوده ... مثلا قيصر امين پور و ساعد بلکه طيف ترانه سازان و ترانه سرايان رو گفتم که البته اينها هم جزء آنها حساب می شوند ...

شیوا درودیان

خلاصه کلام اين که خيلی از شما ناراحت بودند و آخرش هم گفتند که شما تعادل روانی ندارين اما اين عدم تعادل فقط در زندگی اجتماعی به شما ضربه زده اما در عوض شعرهاتونو قوی هم کرده ...

شیوا درودیان

بگذريم ! به هرحال اگه عضو اون شورا هستين هم بايد اينو بدونيد که در دنيای امروز به اين اندازه رو و سطحی از کسی يا چيزی طرفداری نمی کنن . اگه رسانه به شعرهای ساعد باقری و ديگرون نياز داره بايد اينو هم بدونين که منتقد اصلی همين مجموعه که به قول آقای سعيدی راد یقه ادبيات ما رو گرفتن و حاضر نیستند اونو رها کنن اتفاقا رسانه های ما مثل روزنامه ها ُ رادیو و خبرگزاری های داخلی و خارجی اند ... ممکنه اهداف سیاسی هم در بین باشه فرمایش شما متین ! اما به هرحال انحصاری که گفته شده هست آیا سعیدی راد و شرفشاهی و بیابانکی و ده ها نفر دیگه بیخود می گن و فقط شما راست می گین ؟!

شیوا درودیان

به هرحال از اين که وقتتونو گرفتم عذر می خوام اما اينو بگم که همه چی تموم می شه و به قول آقای سعيدی راد دولت که عوض بشه هم شورای شعر صدا و سيما تغيير می کنه و هم خانه شاعران ايران انشاءالله منحل یا اصلاح میشه و به قول آقای سعیدی راد ُ شکارسری و چند تای دیگه از کسانی که تازه سر از تخم در آورده اند در همین خانه شاعران رشوه گرفتن و آدم شدن . همشونو سعیدی راد در سازمان مدیریت و برنامه ریزی به موقعش افشا می کنه . مواظب خودتون باشید ... راستی اگه فرمايش داشتين واسم کامنت بذاريد .

آموسا

شيوا دروديان = حميد هنرجو ي مهر ، پشت نقاب دروغ در دورغ

مریم اموسا

سلام دوست عزیز منظورتان را نفهمیدم راستی کامنت بالایی هیچ ربطی به من ندارد و من نویسنده ان نیستم که بخواهم پاسخی برایش داشته باشم .